خرید بک لینک

داستان آدم و حوا

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ. فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبى أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ (حجر (15)، آيه 29-30)

«وقتى كه انسان را درست كردم و از روح خود در آن دميدم، پيش او به سجده در افتيد؛ پس فرشتگان همگى يك سره سجده كردند؛ جز ابليس كه خوددارى كرد از اين كه با سجده كنندگان باشد».

داستان سجده ملائکه و عدم سجده ابلیس را می توان شرح حالات و اطوار وجودی انسان دانست. در وجود ما انسان ها نیز ملائکه هستند و در عین حال شیطان نیز هست. ملائکه ما را سجده می کنند یعنی تحت امر مایند و شیطان از سجده بر ما خود داری می کند و این دعوا همیشه با ماست. فتدبر

هرچند رسول الله می فرمایند: اسلم شیطان علی یدی. من شیطان خود را به دست خود تسلیم نمودم!

می توان همان شیطان طغیان گر را نیز تسلیم کرد هر چند باید همیشه توجه داشت که به صرف فسردگی و آرامی شیطان درونی( نفس)، گمان به مردگی و تسلیم شدگی او نکنیم.

نفس اژدرهاست او کی مرده است

از غم بی آلتی افسرده است


برچسب: داستان, نویسنده: آریا پورحسین تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 9:24

صفحه بندی