♦️پرسش : ماجرای اشعاری که حضرت علامه حسن زاده آملی در ایام جوانی خطاب به خداوند سروده اند چیست؟!
✅پاسخ عمومی:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
در مجامع و محافل علمی بحث و نقد و تبادل نظر امری متداول و رایج است و همین امر موجب ارتقای سطح علمی دانشمندان و به تبع آن جامعه خواهد شد. اما نقد علمی کجا و عداوت و دشمنی تا سر حد مرگ کجا؟
اخیرا در کمال حیرت و ناباوری دیدم که کانالی به اصطلاح ضد فلسفی و عرفانی یکی از مطالب شیرین و طنز علامه حسن زاده آملی را به باد انتقاد گرفته است!!
ماجرا از این قرار است که علامه در کتاب دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی خاطره ای شیرین از ایام جوانی خود نقل می کنند که به مطالعه بخشی از آن تبرک میجوییم: "وقتى در تهران آن قدر به اين كوچه و آن كوچه، و اين بنگاه و آن بنگاه سرگردان شده ام كه متحيره به حيرت آمدند و تو را طاقت نباشد از شنيدن، از هر كس سراغ خانه مى گرفتم، نخستين پاسخ پرسشم اين بود كه: بچه دارى؟ مى گفتم : آرى، فقط دو نفريم و يك طفل رضيع بنام عبدالله داريم، جواب مى شنيديم كه خانه اجاره اى نداريم، آن هم با اخمى كه بدتر از صد زخم، حتى به طفل شير خوارم رحم نكرده اند تا بالاخره در مسافرخانه اى يك باب اطاق محقر اجاره كرديم و مدتى در آنجا بسر مى برديم. با آن وضع آشفته و آلفته، به درس و بحث خود و ادراك محضر مبارك اساتيدم آرام و شاد كام بودم، و حشرم به «الم نشرح» بود كه« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً.» در آن حال باقتضاى طبع جوانى ژوليده و شوريده، نامه اى منظوم، شيرين و دلنشين، بيش از يكصد و پنجاه بيت به پيشگاه خداوند سبحان تقديم داشتم،
«فاعلا تن مفاعل فعلن // لطف فرما نگر بحال «حسن»
من به فرمان تو گرفتم زن // اوفتادم به كوچه و برزن
تو خود اى سرور من آگاهى // هر كجائى كه بود بنگاهى
پاسخ پرسش من از خانه // اولا بچه دارى تو يا نه
(تا انتهای شعر)
و سپس شعری هم از زبان خداوند در جواب این اشعار سرودند که مطلع آن اینگونه است:
فاعلا تن مفاعلن فعلن // چشمها شد به نامه ات روشن
نامه اى كاين چنين بلند بود // بايد از چون تو ارجمند بود
آفرين بر تو باد و نامه تو // نقش شيرين شهد خامه تو
آن دبير فلك ،عطارد ما // از دبيرى بداد استعفا
كه كسى را چنين قلم باشد // خود دبيرى من ستم باشد
(تا انتهای شعر)
میبینید که حضرت علامه اشعاری شیرین و دلنشین در قالب طنز در ایام جوانی سرودند که تا کنون بعد این همه سال که از چاپ آن می گذرد حتی یک نفر هم توهم نکرده است که در ورای این اشعار شیرین ادعای نامه نگاری با خدا نهفته است!!!
به راستی کدام انسان کج فهمی می تواند چنین توهمی بکند که علامه حسن زاده ادعای نامه نگاری با خداوند را کرده است؟؟! سبحان الله.
ظاهرا عداوت و دشمنی با دین خدا و علمای دین خدا از سوی این حضرات به حدی است که به هر دست آویزی متمسک می شوند تا کمی عقده های درونی خود را بگشایند. این شخص نوشته است "البته ایشان اشاره نکرده اند که خداوند چگونه نامه خود را به دست ایشان رسانده اند " در پاسخ این سخن می گوییم:
کرده ای تاویل حرف بکر را
خویش را تاویل کن نی ذکر را
برچسب: الهی نامه علامه حسن زاده,زندگی نامه علامه حسن زاده آملی,الهی نامه علامه حسن زاده آملی,مناجات نامه علامه حسن زاده آملی,مناجات نامه علامه حسن زاده,متن الهی نامه علامه حسن زاده,الهی نامه علامه حسن زاده اندروید,زندگی نامه علامه حسن زاده ی آملی,زندگی نامه علامه حسن حلی,زندگی نامه علامه حسن زاده عاملی,
نویسنده: آریا پورحسین