1 1 1 1
یکی از شاگردان استاد سمندری نقل می کند: روزی از روزها جهت بهره ندی از طبیعت، در معیت حضرت استاد به یک پارک جنگلی رفتیم و ساعتی آنجا بودیم. برخی دوستان که از حضور استاد مطلع شدند خود را به آنجا رساندند. یکی از آن اعزه خدمت استاد رسید و پس از اندکی بدون آنکه کلام مرتبطی بینشان رد و بدل شده باشد یا اینکه استاد علی الظاهر او را بشناسند به او رو کرده و فرمودند: «آدم عاقل، علامه حسن زاده آملی و علامه سید حسین طباطبایی را رها می کند و به سراغ فلانی میرود؟!
کس نیاید به زیر سایه بوم ور هما از جهان شود معدوم
وقتی که هما هست، انسان زیر سایه جغد میرود؟!
این آقا می گفت: من متوجه منظور استاد سمندری شدم اما خود را به نشنیدن زدم؛ اما چند ماه بعد با یک اتفاق از خواب غفلت بیدار شدم! زیرا چندین سال بود که برای شرکت در جلسات فردی، به صورت هفتگی، از شهرستان به تهران می رفتم و منظور استاد سمندری آن فرد بود که پس از چند ماه از تذکر استاد، او را به جرم مسائل متعدد از قبیل ادعای ارتباط با امام زمان عج و اتهامات دیگری از این قبیل بازداشت کردند!
منبع: کتاب عبدالله مهدی سمندری
برچسب:
نویسنده: آریا پورحسین