لوس بازی!
یکی از افات در سیر عرفان نظری که عمدتا برای عوام استاد ندیده پیش می اید این است که با دست دراز کردن به سمت کتب عرفانی و خاطرات بزرگان عرفان، خود اگاه و یا ناخود اگاه، تلاش می کنند ادای آنان را در بیاورند.
کلمه ای برای وصف این ادا در اوردن های تهی از واقعیت نیافتم جز لوس بازی. لوس بازی این بندگان خدا نیز گوناگون است. ( البته نویسنده این مطلب نیز این قاعده مستثنی نیست.)
شخص هنوز در اولیات دین خدا مانده است، بعد مدعی اطلاع از حقایق و اسرار دین می شود و انچه خوانده و یا انچه بافته است را به اسم اسرار جا می زند و خودش هم بعضا باورش می شود!
برخی گمان می کنند عارف واصل اند و الان وقت دستگیری است و باید دیگران را هدایت کنند لذا شروع می کنند به دستگیری از خلق بیچاره خدا!
برخی هم در عمل تلاش می کنند ادای بزرگان را در بیاورند.در غدا خوردن. خوابیدن. بیدار شدن و ... و چه مشکلاتی که برای خود و دیگران به بار نمی اورند!
حکایت این لوس بازی ها مفصل است. باید عاقل بود. سالک عاقل می تواند به جایی برسد. با ادا در اوردن و لوس بازی نمی شود حرکت کرد. ره چنان رو که رهروان رفتند. برخی اساتید با قاطعیت برخی از شاگردان را از انجام مستحبات نهی می فرمودند. بله. وقتی مستحب برای واجب مضر است و شخص با پرداختن به مستحب از واجب می افتد، جایز نیز به مستحب بپردازد.
برخی از اساتید، اجازه نمی دانند شاگردان در محضرشان از ادبیات و اصطلاحات عرفان نظری استفاده کنند. بله. هر کلامی برای هر دهنی نیست. کلام بی واقعیت مسخره کردن گوینده و شنونده است.
برچسب:
نویسنده: آریا پورحسین