جهل، برهان و شهود!
برخی مرد برهان اند. یعنی جان به لب آورده اند و با براهین عقلی، حقایق عالم را به قدر ظرفیت خویش شناخته اند. این افراد درصد بسیار کمی از اجتماع را تشکیل می دهند. (به صرف داشتن مدارک عالیه حوزوی و دانشگاهی نمی توان شخص را مرد برهان دانست. نه هر که سر بتراشد قلندری داند)
تک تک مردانی نیز هستند که به شهود رسیده اند. اینها نیز مراتب دارند و انگشت شمارند. استاد می فرمودند: ابوسعید ابوالخیر درباره ابن سینا فرمود:" ما هرکجا که رفتیم، این کور را با عصا آنجا یافتیم. عصا یعنی استدلال و برهان. یعنی آنچه ما مشاهده کردیم و رسیدیم، او با استدلال به آن رسید اما کور بود. اگر از بالا دادند انسان روشن می شود. العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء."
اما غالب مردمان اجتماع ما در ظلمات جهل غوطه ورند که ما نیز از همان ها ایم. ما از ظن و گمان و وهم خویش تبعیت میکنیم. نه قوت عقلانی داریم که با برهان و استدلال حقیقت را بفهمیم و نه طهارت و توحدی داریم که حقایق را شهود کنیم.
همانطور که اینجا اصحاب برهان و بالاتر اصحاب شهود در اقلیت اند، ان طرف نیز همینطور است. و قلیل من عبادی الشکور. خداوند متعال علم و معرفتی روزی کند که بفهمیم بی سوادیم. بفهمیم جاهلیم و بفهمیم ففیریم. بفهمیم که:
در بادیهٔ عشق دویدن چه خوش است
وز خیر کسان طمع بریدن چه خوش است
گر دست دهد صحبت اهل نفسی
دامن ز زمانه در کشیدن چه خوش است
برچسب:
نویسنده: آریا پورحسین