جان شلوغ
کسانی که تلاش می کنند مقداری حضورشان را تقویت کنند و اندکی خلوتشان را بیشتر کنند، متوجه شلوغی جان خویش می شوند، آن هم چه شلوغی ای.
مثلا میخواهیم بعد از نماز بنشینیم و تسبیحات حضرت زهرا (س) بگوییم. الله اکبر اول را می گوییم و گاهی چنان در افکار و اوهام و خیالات غرق می شویم که با سبحان الله آخر متوجه می شویم تسبیح تمام شد! و چه جالب اینکه انتظار داریم این تسبیحات حضرت زهرا (س) ما را از ماده به سوی ملکوت نظام هستی بالا ببرد. آه از این غفلتی که در آن به سر می بریم و از عمقش بی خبریم.
به نماز می ایستیم. الله اکبر نیت را می گوییم و تلاش می کنیم حواسمان به نمازمان باشد اما وقتی می رسیم به ایاک نعبد و ایاک نستعین می بینیم در فکر کار و ماشین و زن و بچه و ... بودیم. زبان می گوید ایاک نعبد و دل نزد زن و فرزند است. اینجا یعنی ما فقط و فقط زن و فرزند را می پرستیم!!
دعا می خواهیم بخوانیم، کتاب را باز میکنیم و حین دعا خواندن حواسمان به هزار جا است. پیامک جواب می دهیم. کامنت فلانی را چک می کنیم. و در بهترین حالات یک مشت نخود کشمش دستمان هست و حین دعا می خوریم.
خداوند حضرت استاد را حفظ کند. می فرمود "مردم در شب قدر در مسجد می نشیند و الغوث الغوث می کنند و یک مشت نخودچی کشمش هم در دست دارند و می خورند!!" این است حضور ما و این است مراقبه ما.
خود حضرت استاد می فرمودند وقتی در نماز ایستادی و فهمیدی که اطرافت چه کسانی ایستاده اند، بدان هنوز نمازخوان نشده ای. نمازی نماز است که جان تنها در حضور محبوب باشد و توجهی به غیر نکند. دعایی دعا است که با تمام وجود و با تمام توجه مطلبی درخواست شود. ان هم قلبا. که اگر زبان هم موافق قلب بود چه بهتر. دعایی مستجاب است که ظرفیت اجابت در وجود شخص باشد. ذکری، بالا برنده است که با تمام مراتب وجودی باشد نه صرفا لقلقه زبان.
علامه چه زیبا درد ما را به قلم آورد:
الهى عبادت ما قرب نیاورده بعد آورده است که فَوَیلٌ لِلمُصَلِّین . الَّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم سَاهُون
برچسب:
نویسنده: آریا پورحسین